السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

88

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

گريه‌هاى فراوانى در پيش دارند . راوى گفت : نامه‌اى از عبيد اللَّه بن زياد به عمر بن سعد رسيد كه دستور داده بود : هر چه زودتر جنگ را شروع كند و تأخير و مسامحه نكند با رسيدن اين نامه لشكر كوفه سوار شد و به طرف حسين حركت نمود شمر بن ذى الجوشن ( خدا لعنتش كند ) آمد و صدا زد خواهرزاده‌هاى من : عبد اللَّه و جعفر و عبّاس و عثمان كجايند ؟ حسين عليه السّلام فرمود جوابش را بدهيد هر چند فاسق است كه يكى از دائىهاى شما است گفتندش چكار دارى ؟ گفت خواهرزادگان من شماها در امانيد خودتان را بخاطر برادرتان حسين بكشتن ندهيد و از امير الحسن يزيد فرمانبردار باشيد . راوى گفت : عبّاس بن على صدا زد هر دو دستت مباد و لعنت بر آن امانى كه براى ما آورده‌اى اى دشمن خدا بما پيشنهاد ميكنى : از برادر و آقاى خود حسين بن فاطمه دست برداريم و سر بفرمان ملعونان و ملعون‌زادگان فرود بياوريم ؟